نرو، بمان

خرید بک لینک
عمری «مادر» صدایت کردم و عمری برایم مادری کردی و هیچگاه نفهمیده بودم مادری کردن چه شکلی ست ...و حالا که خودم مادر شده ام و وقتی تقلا و حال بد فرزند را دیدم وقتی نگاه معصومانه اش زمانی که بی حال بود زمانی که همه تلاشش این است که به آغوشم بیاید ...و زمانی که قلبم داشت از تپش می افتاد وقتی بی حال شد دنیا پیش چشمم تیره و تار شد وقتی گفتند باید بستری بشود وقتی از عمق جانم درد کشیدم از گریه اش ...حالا می فهمم چقدر مادر هستی...مادری کردن من قطره هم نمی شود در مقابل شما حالا می فهمم چقدر قدر نشناس محبتت هستم حالا می فهمم چقدر عزیزی برایم حضرت مادر .... نرو، بمان...

ما را در سایت نرو، بمان دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 22 تاريخ: سه شنبه 14 آذر 1402 ساعت: 20:20

امشب درست شبیه شبهایی که منتظر آمدنت بودم، مضطربم

هر لحظه منتظر خبری جدیدم

اتفاقات جدیدی رقم خواهد خورد

صدای پای کسی می آید انگار

محمد هم آرام و قرار ندارد ...

نرو، بمان...

ما را در سایت نرو، بمان دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 23 تاريخ: شنبه 4 آذر 1402 ساعت: 13:42

صفحه بندی